برگشت به خانه

میز اتو تاشو و قابل حمل بامحل نگداری اتو

اما داستان تولید میز اتو

ما وقتی داشتیم برای زندگی مشترکمون جهیزیه می خریدیم تو اون زمان گاها با هم می رفتیم و وسایل را انتخاب می کردیم یادمه از اونجایی که خانم من خیلی خاص پسند بود (و دقیقا به همین خاطر منو انتخاب کرد چون کلا خاص و یک جورایی شیرینم) همیشه دنبال وسایل خاص بود. حضرت بانو یک میز اتو تو سایت های خارجی دیده بودند و یک دل نه صد دل عاشق این میز شده بودند جوری شد که منو همسری حدود دو ماه در پی خرید این محصول بودیم. البته نشد که نشد که نشد و با یک دل و دماغ باد کرده مجبور شدیم یک میز اتو ساده بخریم.

ایام گذشت تا رسیدیم به زمانی که خدا به ما یک نفس داد (دخترکوچولومون را میگم) و من که بیشتر از قبل عاشق مامان نفس شده بودم تصمیم گرفتم یک هدیه خاص در کنار هدیه های معمول برای خانم خرید کنم تا واقعا خوشحال بشه. چون همونطور که عرض کردم ایشون خیلی خاص پسند هستند و منم جوگیر خلاصه که تصمیم گرفتم کنار اون هدیه های مرسوم یک هدیه خاص هم به خانم هدیه بدم تا خوشحال بشند. این شد که تصمیم گرفتم اون میز اتو خاص را براش بخرم.  و این شد شروع چالش های بی نهایت برای من جو گیییییر

اول از همه رفتم سراغ بازار ایران همه جا را زیر و رو کردم. دیدم نیست که نیست که نیست

بعد رفتم سراغ مارکت های بین المللی گشتم دیدم تو آمازون امارات این محصول موجود 

حالا دنبال یک آدم مطمئن یا شرکت معتبر که برام خرید کنه بیاره 

بالاخره به دوستم تو دبی گفتم بخر بده لنج دارا بیارن و برسه دست شوتی و در نهایت تو اصفهان تحویل بدن و بعد اینجا بود که ضربه کاری خوردم بررسی هزینه ها نشون میداد هزینه خرید تا ارسال اونم با حدود 20 در صد ریسک که ممکنه نرسه میشه حدود 20 میلیون تومن ناقابل، که خوب منم اینقدر پول نداشتم تازه اگرم داشتم من جو گیرم  زمین گیر و علیل نیستم که بخوام 20 میلیون تومن بدم یک میز اتو 

اینجا بود که تصمیم گرفتم خودم برا خانمم یک میز اتو بسازم و این بود دور دوم چالش های من 


جونم براتون بگه حدود یک هفته اندازه هاشو با نقشه اولیه را بدست آوردم و کلی تحقیق کردم اینقدر که چت جی پی تی می گفت بابا بیا من پولشو میدم برو بخر دست از سر کچل من بردار…..

و من هر روز مصمم تر از قبل 

از پروسه ساخت که نگم براتون همه جای جای اصفهان و همه کارگاهها را زیر و رو کردم تا بالاخره دستگاه مناسب خم پیدا کردم سه تا مدل ساختم هر بار یک اشکالی داشت و هر بار اصلاح کردم تا در نهایت بعد از یک ماه دوندگی و هزینه ای بالغ بر 12 میلیون تومن این میز اتویی که می بینید ساخته شد و من پیروز شدم…

خلاصه که تو روز بدنیا اومدن نفسم با گل و طلا و میز اتو رفتم بیمارستان و میز اتو را تقدیم همسر مهربانم کردم که  همسرم هم خیلی ذوق کرد و یک سری نگفته که نمیگم ولی نکنید این کار ها را توصیه میکنم طبق عرف پیش برید و زندگی کنید… آخه میز اتو هدیه میدی ؟؟؟؟

خلاصه تا دیدیم خیلی خفن شد و خیلی عالی تصمیم به تولید انبوه گرفتیم  و حدود یک چند تا دونه ای تولید کردیم  و خیلی زود فروخته شد الان هم دیگه تولید شده  و می خوایم بفروشیم. اگه کسی هست تو این داستان عاشقانه جنایی کمک ما باشه برای فروش؛ ما هم یک سود تپل براش می ذاریم کنار….